در هفتم ماه صفر سال 128 هجری و به روایت برخی نیز در سال 129 در ابواء (منطقهای در میان مکه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودی کنونی) پا به عرصه حیات نهادند. ایشان از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجری تا 25 رجب سال 183 هجری، به مدت 35 سال. عهده دار مسئولیت امامت و ولایت امت اسلامی را بر عهده داشتند. در خصوص تعداد فرزندان آن حضرت چند قول وجود دارد. بنابر نقل یکی از آنها، آن حضرت 37 فرزند داشت که 18 تن از آنان پسر و 19 تن دختر بودند. در میان حضرت علی بن موسی الرضا(ع) جانشین ایشان بر منصب امامت بودند و از میان دختران آن حضرت می توان نام حضرت معصومه(س) را بر زبان برد. آن حضرت به نام فاطمه، معروف به حضرت معصومه علیهاالسلام که برای دیدار برادرش امام رضا علیه السلام عازم ایران شده بود، در شهر قم بیمار شد و پس از چند روز بیماری، وفات یافت و در این شهر مدفون گردید. هم اکنون مقبره ایشان زیارتگاه شیعیان سراسر جهان و دانشگاه عالمان و مجتهدان شیعی است.
آنچه پیشوایان الهى را از دیگران ممتاز ساخته، گستره وجودى و جامعیت ارزش هاى انسانى آنان است. زمانى آنان را در هاله اى از عشق دلدار، و دلى بى تاب از حُبّ یار مى بینى که زمزمه هاى روح نواز آنان طبیعت را میهمان ملکوت و همنواى خلوت انس ساخته است. به تعبیر قرآن کریم کوهها و مرغان را به آهنگ « تسبیح و نغمه تنزیه » مسخر داوود گردانیدیم. و دیگر بار آنها را مبارزى خستگى ناپذیر مى یابى که فریادشان ملتى را حیات و زندگى بخشیده و نامردمى ها را به تحقیر کشانده است و این در حالى است که دستان پُر مهر و عاطفه شان جهانى از شکوفه هاى امید و رحمت را به درماندگان و بیچارگان هدیه مى کند و خود چهار تکبیر بر همه آنچه دنیایى است زده و زاهدانه ترین زندگى را براى خویش برگزیده اند.
کاظم آل محمد (ع) ستاره اى از این منظومه است که درخشش وجودیش انعکاس فضیلت هاى همه نیک سیرتان تاریخ مى باشد. سجده هاى طولانى و چشمان بارانى اش، از عشقى پایدار و ایمانى عمیق به ساحت قدس ربوبى حکایت مى کند چنان که در زیارت آن بزرگوار مى خوانیم: « حلیف السجدة الطویلة و الدموع الغزیره »؛ زندگى اش با سجده هاى طولانى و چشمان اشکبار همراه بود.
جهانى از شکوفه و حماسه را در صحنه جهاد متجلى ساخته و بى اعتنا به قدرتمندان خودخواه، معجزه ایمان و دین را فرا راه حق جویان قرار داده است. ابعاد وجودى آن بزرگوار داستانى زیبا و شنیدنى دارد که در چشم اندازهاى محدود انسان هاى معمولى قرار نمى گیرد. آنچه وظیفه است این که ساحل نشین دریاى وجودى اش گردیم شاید نسیم صبحگاهى به قلب نوازشى دهد و به پیامى آشنا، جان را طراوتى تازه بخشد.
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیامی آشنائی بنوازد آشنا را!
بیشتر(http://www.aviny.com/article/gozaresh/87/05/mosa.aspx)
نظرات شما عزیزان: